سجده بر حصير

پرسش 44:

 در مسجدالنبي روي سجاده‏اي که محل سجده آن، حصير بود نماز مي‏خواندم، جواني کنارم قرآن مي‏خواند و ضمناً نگاه مي‏کرد، پس از نماز اشاره به حصيرکرد وگفت: اين چيست؟ وچرا روي‏ فرش سجده نمي‏کني؟ گفتم: پاسخ مي‏دهم ولي من هم ‏دو سؤال از شما دارم که بايد پاسخ دهي، گفت: مانعي ندارد.

پاسخ:

 به او گفتم: در کتابهاي شما آمده است که رسول‏اللَّه‏صلي الله عليه وآله سجاده حصيري پهن مي‏کرد و روي آن نماز مي‏خواند [1]  وما يقين داريم آنحضرت روي اين فرشها نماز نخوانده و بر اينها سجده نکرده است، چون اين فرشها نبوده و حدود پنجاه سال قبل از مواد نفتي درست شده است، بنابر اين سجده بر حصير يقيناً صحيح است ولي صحت سجده بر اين فرشها مشکوک، بلکه بدعت است و هر بدعتي ضلالت و گمراهي و در جهنم است.

دستش را گذاشت روي فرشها و باتندي و نوعي عصبانيت گفت: روي اين فرشها سجده کنيد و راه مستقيم برويد، راه بهشت مستقيم است.

گفتم: سجده بر اين حصير چه اشکالي دارد و کجاي آن غير مستقيم است؟ آيا سجده بر حصير که رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله بر آن سجده مي‏کرده غير مستقيم است؟

او نگاه به حصير کرد و حرفي نزد. چون نمي‏توانست بگويد سجده بر آن صحيح نيست.

سپس گفتم: سجده بر حصير عمل و سنت رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله بوده و يقيناً صحيح است ولي سجده بر فرش لا اقلّ مشکوک است و ما به آنچه يقيني است عمل مي‏کنيم، ما بگونه‏اي که رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله عمل کرده عمل مي‏کنيم، ما «شيعيان» فقه و کيفيت انجام عبادات خود را از کتاب خدا و سخنان رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله و اهل بيت آنحضرت گرفته و بطوري که آنها فرموده‏اند عمل مي‏کنيم، و حديث ثقلين را خواندم، پس از آن گفتم:

در روايات ما آمده است که شخصي - به نام هشام بن الحکم - به امام جعفر صادق‏ عليه السلام گفت: به من خبر ده که بر چه چيز سجده جايز است و بر چه چيز جايز نيست؟ فرمود: سجده جايز نيست مگر بر زمين و بر چيزي که از زمين ميرويد، جز روييدني که خوردني يا پوشيدني باشد.

هشام بن الحکم به آنحضرت گفت: فدايت شوم علّت اين امر چيست؟

فرمود: علّتش اين است که سجده خضوع براي خداي عزوجل است و سزاوار نيست بر چيزي که خوردني و پوشيدني است سجده نمود، بجهت اينکه أبناء دنيا - دنيا پرستان - بنده چيزهايي هستند که مي‏خورند و مي‏پوشند و سجده کننده در حال سجده، خداي عزوجلّ را عبادت مي‏کند، پس سزاوار نيست پيشاني خود را بر معبود - چيز مورد علاقه - دنياپرستان مغرور، قرار دهد [2] .

پس از اشاره به مضمون اين روايت، آن جوان سر به زير انداخت و در فکر فرو رفت. به او گفتم: اکنون دو سؤال از شما دارم.

اول اينکه: چرا بر اين فرشها سجده مي‏کنيد و حال اينکه در صحيح بخاري است که رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله فرمود: براي من زمين محل سجده و تيمم قرار داده شده است: «جعلت لي الأرض مسجداً و طهوراً» [3] .

دوم اينکه: چرا در هنگام سلام نماز روي خود را از قبله بر مي‏گردانيد و حال اينکه خداوند سبحان، در قرآن کريم - خطاب به رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله و مسلمانان - فرموده است: روي خود را به سوي مسجد الحرام کن و هر جا باشيد روي خود را به سوي آن بگردانيد: فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الَمَسجِدِ الحَرامِ وحيث ما کنتم فَوَلّوا وُجوُهَکُمُ شَطْرَه [4] .

او پاسخ داد که: فرشها از زمين است و سجده بر آنها سجده بر زمين محسوب مي‏شود و فرق نمي‏کند.

راجع به سؤال دوم گفت: در فقه ما «اهل سنّت» ثابت شده که در حال سلام نماز صورت را به طرف راست و چپ برگردانيم و سلام دهيم و علت آنرا نمي‏دانم.

گفتم: اوّلاً فرش زمين نيست و اين فرشها از نفت درست شده و چنانچه مانند ما «شيعيان» بر حصير يا بر سنگهاي کف مسجد سجده کنيد يقيناً صحيح است، ثانياً قرآن دستور داده که صورت خود را بسوي مسجدالحرام کنيد و شما بر خلاف عمل مي‏کنيد و صورت خود را از مسجدالحرام بر مي‏گردانيد و اين امر موجب بطلان نماز مي‏شود.

گفت: ما به فقه خود عمل مي‏کنيم و من نمي‏دانم.

گفتم: همان گونه که شما فقه داريد ما نيز فقه داريم، با اين تفاوت که فقه ما فقه اهل‏بيت رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله است، همان اهل بيتي که رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله آنها را مرجع ديني معرفي کرده و مسلمانان را به آنها ارجاع داده است.

آن جوان پس از اين صحبت‏ها در فکر فرو رفت و حرفي نزد، لذا او را دعا کردم و گفتم: خدا همه را به راه مستقيم هدايت کند و با او دست دادم و خدا حافظي کرديم.

[1] ذکر مصلي النبي ‏صلي الله عليه وآله بالليل: روي عيسي بن عبداللَّه عن ابيه، قال: «کان رسول اللَّه‏صلي الله عليه وآله يطرح حصيراً کل ليلة إذا انکف الناس ورأيت عليّاً کرم اللَّه وجهه ثمّ يصلّي صلاة الليل...» التاريخ القويم لمکّة وبيت اللَّه الکريم، تأليف: محمد طاهر الکردي المکيّ: المجلد الثالث. الجزء السادس، ص 348 (ضمن بيان «بناء بيوت ازواج النبي‏صلي الله عليه وآله»).

[2] وسائل الشيعة: ابواب ما يسجد عليه، باب 1، ح 1.

[3] صحيح بخاري: کتاب التيمّم، باب 1، ح 355.

[4] سوره بقره / 144.