خمس
خمس
پرسش 45:
در مدينه منوره عدّهاي بعنوان اشکال و اعتراض ميگفتند: شما «روحانيون» به مردم ميگوييد به درآمدها و اموالتان خمس تعلق ميگيرد و از آنها خمس ميگيريد و اين امر را براي ما عيب و بمنظورنشان دادن نقطه ضعف مطرح ميکردند.
پاسخ:
اينکه ميگوييد شما «روحانيون» به مردم ميگوييد خمس بدهند، خير، ما نميگوييم بلکه خدا در قرآن همه مؤمنان را مخاطب قرار داده و با تأکيد زياد فرموده است:
«بدانيد هرگونه بهره و فايدهاي به دست آورديد خمس آن براي خدا و براي پيامبر و براي نزديکان و يتيمان و مسکينان و واماندگان در راه است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايي حق از باطل، روز درگيري دو گروه، (با ايمان و بيايمان) نازل کرديم، ايمان آوردهايد، و خداوند بر هر چيزي تواناست».
(وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ للَّهِِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَي وَالْيَتَامَي وَالْمَسَاکِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ کُنتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَي عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَي الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَي کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) [1] .
همچنين در معتبرترين کتابهاي شما «اهل تسنن» خمس از فرائض شمرده شده و پرداخت خمس از دين و دين داري دانسته شده است.
در صحيح بخاري، يک کتاب مستقل، به اسم «کتاب فرض الخمس» نوشته شده و موجود است، در اين کتاب، بيست باب مطرح گرديده و روايات فراواني مربوط به خمس و وجوب پرداخت و مصرف آن جمع آوري شده است.
باب دوم اين کتاب چنين است:
(2) بابٌ: أداءُ الخُمْسِ مِنَ الدّينِ
پرداخت خمس از دين است
سپس از ابن عباس نقل کرده که گفت: هيأت اعزامي (نمايندگان) قبيله عبد القيس خدمت رسول خداصلي الله عليه وآله آمدند و گفتند: اي رسول خدا، بين ما و شما، کفّار مُضَر قرار دارند و ما نزد تو نميآييم مگر در ماه حرام (که مردم از امنيت عمومي برخوردارند) پس به ما دستوري بده تا به آن عمل کنيم و به آنان که با ما نيامده و پشت سر ما هستند (از ما حرف شنوي دارند) بياموزيم.
پيامبر اکرمصلي الله عليه وآله فرمود: شما را به چهار چيز امر و از چهار چيز نهي ميکنم: ايمان بخدا و شهادت به لا اله الا اللَّه و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات و روزه رمضان و اينکه خمس هرگونه در آمد و بهرهاي را که بدست آورديد پرداخت کنيد... [2] .
وامّا اينکه به ما ميگوييد: چرا خمس ميگيريد و گويا گمان ميکنيد گرفتن خمس و آنرا به مصرف شرعي آن رساندن خلاف شرع و عيب است. پس بايد بدانيد که چنين نيست بلکه شرعاً مطلوب و بسيار مفيد و پسنديده است تا آنجا که خداوند متعال به شخص پيامبرصلي الله عليه وآله امر ميکند که از اموال مؤمنان صدقه (بدهي مالي) بگير تا به وسيله آن، آنها را پاک سازي و پرورش دهي و به آنها (هنگام گرفتن بدهي مالي) دعا کن که دعاي تو مايه آرامش آنها است و خداوند شنوا و دانا است» خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ [3] .
بنابر اين گرفتن بدهي مالي مردم و آنرا به مصرف شرعي رساندن عيب نيست.
خلاصه اينکه براي آنها ثابت کردم که وجوب خمس اجمالاً مسلّم و از ضروريات اسلام است و انکار آن انکار قرآن و سنت قطعي رسول اللَّه و موجب کفر است و کسي نميتواند اصل وجوب خمس را زير سؤال ببرد هر چند در متعلق و مصرف آن اختلاف وجود دارد.
برخي از آنها ميگفتند: آيه شريفه شامل هر غنيمت و فائدهاي نميشود بلکه مراد از آن خصوص غنائم جنگي است.
پاسخ دادم که: اوّلاً به چه دليل چنين حرفي را ميزنيد و بر فرض که در اطلاق و دلالت آيه مبارکه شک و شبهه کنيد در روايتي که از صحيح بخاري نقل کردم نميتوانيد شک و شبهه کنيد، زيرا آن روايت هيچ ارتباطي به جنگ و غنائم جنگي ندارد و پيامبر اکرمصلي الله عليه وآله بطور ابتدايي امر فرمود خمس هرگونه فايده و بهرهاي را بپردازيد، و خمس را در رديف ايمان بخدا و نماز و روزه و زکات قرارداد.
همچنين علاوه بر آيه شريفه، در کتابهاي شيعه، روايات زيادي وجود دارد که از اهل بيت پيامبرعليهم السلام صادر شده و در آنها سفارش و تأکيد بر پرداختن خمس شده و آثار و فوايد آن را بيان فرمودهاند.
و در برخي از آنها آمده است که: «اگر کسي از پرداخت يک درهم يا کمتر از آن امتناع کند در زمره ظالمين به پيامبر اکرمصلي الله عليه وآله و ذريه آن حضرت است» [4] .
همچنين در يک روايت آمده است که حضرت امام رضاعليه السلام در جواب نامه يکي از تجار فارس مرقوم فرمودند: «.. همانا ما به وسيله خمس ميتوانيم دين را تقويت و ياري نموده و نيازهاي کساني که سرپرستي آنها به عهده ماست و نيازهاي شيعيان را تأمين کنيم و آبروي خود را در برابر دشمنان حفظ نماييم؛ پس خمس را از ما دريغ نکنيد و خودتان را از دعاي ما محروم نسازيد، و بدانيد که پرداختن خمس موجب گشايش رزق و وسعت در آمد شما و مغفرت و پاک شدن شما از گناه و ذخيره آخرتتان خواهد بود. مسلمان کسي است که به آنچه با خدا پيمان بسته وفا کند، نه اينکه با زبان اقرار کند و در دل مخالف باشد» [5] .
آري لازم است مسلمانان توجه داشته باشند که خمسي که به مال آنان تعلق ميگيرد از ملک آنان خارج شده و هرگونه تصرف در آن مال قبل از بيرون کردن خمس آن نماز در آن مال صحيح نيست. و حکم غصب را دارد.
[1] سوره انفال / 41.
[2] بابٌ: أداءُ الخُمُسِ مِنَ الدِّينِ
3095 - حدثنا أبو النعمان: حدّثنا حماد عن أبي جمرة الضبعي قال: سمعت ابن عباس رضي اللَّه عنهما يقول: قدم وفد عبد القيس فقالوا: يارسول اللَّه، إنّا هذا الحي من ربيعة بيننا وبينک کفار مُضَرَ، فلسنا نصل إليک إلّا في الشهر الحرام، فمرنا بأمر نأخذ به وندعو إليه مَنْ وراءَنا، قال: «آمرکم بأربع وأنهاکم عن أربع: الإيمان باللَّه، شهادة أن لا إله إلا اللَّه - وعقد بيده - وإقام الصلاة، وإيتاء الزکاة، وصيَامِ رمضانَ، وأَن تؤَدّوا للَّه خُمُسَ ما غنمتم، وأنهاکم عن الدباء، والنقير، والحنتم، والمزفت». (راجع: 53). صحيح بخاري: کتاب فرض الخمس، باب 2، ص 513.
[3] سوره توبه / 104.
[4] وسائل الشيعة، ابواب الانفال، باب 3.
[5] وسائل الشيعة، کتاب الخمس، باب1، از ابواب ما يجب فيه الخمس،ح.5.