اذان بلال
اذان بلال
همچنين در اين کتاب آمده است: [1] .
بلال مؤذن رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم بعد از وفات آن حضرت اذان نگفت، ابوبکر هر چه اصرار کرد که اذان بگويد قبول نکرد و به شام رفت. شبي رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم را در خواب ديد، حضرت به او فرمود: اي بلال به ما جفا کردي و از جوار ما خارج شدي، بيا به زيارت ما، بلال بيدار شد و به مدينه آمد و آن در زماني بود که فاطمهعليها السلام از دنيا رفته بود، مردم خبر وفات حضرت زهراعليها السلام را به او دادند، بلال با شنيدن خبر رحلت فاطمهعليها السلام صيحهاي کشيد و گفت: چه زود پاره تن رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم به رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم ملحق شد، بعد مردم به بلال گفتند، برو بالاي مأذنه و اذان بگو، گفت: بعد از رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم اذان نميگويم، مردم اصرار کردند، رفت بالاي مأذنه و مردم از پير و جوان، زن و مرد جمع شدند و گفتند: بلال مؤذن رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم ميخواهد اذان بگويد، وقتي صداي بلال بلند شد و گفت: «اللَّهاکبر» همه مردم صيحه زدند و گريه کردند «صاحوا و بکوا جميعاً» همين که گفت: «اشهد ان لا اله الا اللَّه» مردم ضجه زدند «ضجّوا جميعاً» وقتي گفت: «اشهد ان محمداً رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم» ذي روحي در مدينه باقي نبود مگر اينکه گريه کرد و صيحه کشيد، دختران باکره از پوششهاي خود خارج شدند و گريه کردند «و خرجت العذاري و الأبکار من خدورهن يبکين و صار کيوم موت رسول اللَّهصلي الله عليه وآله وسلم حتي فرغ من اذانه»
و مانند روزي که رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم رحلت فرمود گريه کردند تا بلال اذانش را تمام کرد. سپس بلال به مردم گفت: بشارت ميدهم شما را، چشمي را که بر رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم بگريد، آتش آن چشم را نميسوزاند و آن را مسّ نميکند، «قال ابشرکم اَنَّه لا تمسّ النار عيناً بکت علي النبي صلي الله عليه وآله وسلم» پس از آن به شام بازگشت و تا زنده بود سالي يک مرتبه ميآمد مدينه و اذان ميگفت و بر ميگشت.
همچنين نقل کرده که، همه اصحاب رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم هر وقت رسول اللَّهصلي الله عليه وآله وسلم را ياد ميکردند گريه ميکردند.
همچنين نقل کرده که:
در عهد وليد بن عبد الملک، وقتي دستور تخريب حجرههاي رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم را به منظور توسعه مسجد النبي صلي الله عليه وآله وسلم داد، مردم مدينه گريه عظيمي نمودند «بکوا بکاءً عظيماً في ذلک اليوم»
اکنون با توجه به آنچه از قرآن کريم و از کتب معتبر خود اهل تسنن بازگو کرديم، معلوم شد که گريه و اظهار حزن و اندوه بر ميت و در فراق عزيزان، مذموم و ناپسند نيست، بلکه طبق گفته بلال، گريه بر رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم مستحب و داراي اجر و پاداش است، معلوم شد که عمل و نهي عمر و پسرش عبداللَّه مأخذ شرعي نداشته و برخلاف قرآن و سيره عملي رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم و اصحاب آن حضرت بوده است.
بر اين اساس، اعتراض برخي از اهل تسنن و خصوصاً گروه تندرو به شيعه که چرا در کنار بقيع يا غير آن گريه ميکنيد، بي وجه است، توهين و مسخره کردن گريهکنندگان، بر خلاف شرع و بر خلاف آيات و روايات معتبر نزد خودشان ميباشد، معلوم شد که اين گونه رفتارها نشان جهل و بي اطلاعي آنان از احکام خدا و از معاني قرآن و از سيره عملي رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم و اصحاب آن حضرت است.
[1] همان، ص 204 و 205.