بدعتهاي آنان در مورد مساجد

4- برخي از بدعتهاي آنها در مورد مساجد، خصوصاً مسجد الحرام و مسجد النبي و مسجد قبا بقرار ذيل است:

اول: ساخت مناره‏هاي متعدد و سر به فلک کشيده.

دوم: ساخت گنبدهاي متعدد خصوصاً بالاي درب 21 مسجد النبي که هفت گنبد در کنار هم و همانند ساخته‏اند.

سوم: تزيين در و ديوار و سقف مساجد خصوصاً مسجد النبي با انواع نقش و نگار و با چراغهاي متعدد و گوناگون.

چهارم: نوشته‏هايي به درب و ديوارهاي مساجد.

پنجم: بستن دربهاي مسجد النبي و محروم نمودن زائران و نمازگزاران در قسمتي از شب.

ششم: بناي کتابخانه‏هاي متعدد در داخل مسجد النبي.

هفتم: سفره انداختن و چيز خوردن در مسجد الحرام و مسجد النبي خصوصاً در ماه مبارک رمضان که معمولاً هنگام نماز مغرب سفره‏هاي متعدد پهن مي‏کنند و همچون سالن غذاخوري مشغول غذا خوردن مي‏شوند.

هشتم: راه دادن زنها هر روز در دو نوبت براي زيارت قبور در مسجد النبي - که خودشان رفتن زنها را به زيارت اهل قبور بقيع و ساير گورستانها، بعنوان بدعت منع و حرام مي‏دانند- [1] .

نهم: فرش کردن مسجد به فرشهاي مصنوعي و رنگارنگ و سجده بر آنها با اينکه از مظاهر دنيا هستند.

دهم: نماز خواندن در مسجد الحرام و مسجد النبي که قبرهاي متعدد وجود دارد و بر خلاف ادعا و فتواي بن باز، مفتي بزرگ و مورد قبول آنها مي‏باشد. که گفته است:

در مسجدي که قبر وجود داشته باشد نماز صحيح نيست و موجب شرک و غلوّ نسبت به اهل قبور است». [2]

اينها برخي از بدعتهاي آنها در خصوص مساجد است و اگر دقيقاً بررسي شود شايد بيش از آن باشد که ذکر شد و بدعت بودن آنچه ذکر شد بر حسب ادلّه و حرفهاي خود آنها است، بعلاوه از بعضي از آنها صريحاً نهي شده و نبايد انجام دهند و ما در اينجا به برخي روايات از کتابهاي مورد قبول خودشان اشاره مي‏کنيم.

ابن عباس گويد: پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم فرمود:

ما امرت بتشييد [3]  المساجد. [4] .

امر نمي‏کنم (امر نشدم) به بالا بردن و طولاني کردن ساختمان مساجد.

نيز ابن عباس از آينده مسلمانان خبر داده و گفته است:

لَتُزَخرفُنَّها کما زَخْرَفَتِ اليَهُودُ وَ النَّصارَي.

مساجد را نقش و طلاکاري خواهيد نمود، همان گونه که يهود و نصاري مي‏کنند. [5] .

نيز، عمر بن الخطاب مردم را از رنگ‏آميزي مساجد بر حذر داشت «ايّاک اَنْ تُحَمَّر او تُصَفَّر». [6] .

از سويي نقل کرده‏اند که:

ان المسجد کان علي عهد رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم مبنِيّاً بِاللَّبن و سقفهُ الجَريد و عُمدُهُ خَشَبُ النَّخلِ فَلَم يَزِد فيه ابوبکر شيئاً، و زاد فيه عمر و بناه علي بُنيانِه في عَهد رَسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم باللَّبنَ و الجريد واعادَ عُمده خَشَباً ثُمًّ غيرّه عثمان فزاد فيه زيادَةً کَثيرةً و بني جدارَهُ بالحجارةَ المَنقوشةِ وَ القَصَّة (گچ) و جَعل عُمده من حجارةٍ منقوشَةٍ وَ سقفَهُ بالسَّاجِ. [7] .

در عهد رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم ديوار مسجد النبي از خشت و ستون‏هاي آن از تنه درخت خرما و سقف آن از شاخه‏هاي خرما بود، در عهد ابوبکر نيز چنين بود. پس از آن، عمر بن الخطاب مسجد را توسعه و تجديد بنا کرد به همان کيفيت زمان رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم ولي عثمان مسجد را توسعه داد و ديوارهاي آنرا با سنگهاي رنگي و گچ بنا کرد و ستونهاي آنرا نيز از سنگهاي رنگي بالا برد و سقف آنرا از چوبهاي مخصوص [که از هند مي‏آوردند] پوشاند.

ضمناً بن باز مفتي معروف آنها، گفته است:

در زماني که مردم خانه‏هاي زيبا بنا مي‏کنند و از بناهاي قديمي دوري مي‏کنند چنانچه مساجد را مانند قديم بحال خود بگذارند مردم از اجتماع و نماز در آنها خودداري مي‏کنند و در چنين زماني مانعي ندارد که‏مساجد را با سنگهاي رنگي ‏و گچ بسازند مانند آنچه عثمان ساخت تا مردم به رفتن مسجد رغبت کنند [8]  [9] .

اکنون ما درباره صحت و سقم اين روايات و حرفها بحث نمي‏کنيم بلکه صحبت اين است که چه شده که عدّه‏اي و در رأس ‏آنها بن‏باز، در مورد مسجد الحرام و مسجد النبي و مسجد قبا و بدعتهايي که در اين مساجد اعمال شده و مي‏شود، باين روايات ‏که ‏در اصح کتابهاي آنها آمده، اعتنا نمي‏کنند؟ به حرف عمر و ابن عباس توجه نمي‏کنند؟ به کلام رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم نسبت به بالابردن ساختمان مساجد ترتيب اثر نداده و نمي‏دهند؟

چه شده که رواياتي را که دليلي بر بدعت بودن سفر بقصد زيارت قبر رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم و ساير انبياء و اولياء و جشن گرفتن و امور ديگر، مي‏آورند و طبق آنها حکم به شرک و کفر ديگران مي‏کنند، در مورد بدعتهاي خود نسبت به مساجد و حرمين شريفين نمي‏آورند و اصلاً نمي‏بينند و يا مانند بن باز توجيه مي‏کنند؟ که بمنظور رغبت مردم به آمدن مساجد آن گونه مسجد ساختن مانعي ندارد و ارتکاب بدعت با مصلحت انديشي از بدعت و خلاف شرع بودن خارج مي‏شود؟

تزيين و چراغاني و نقش و نگار مساجد و ساختن مناره‏ها و گنبدهاي آنچناني بدعت و خلاف سنت نمي‏باشد و قابل توجيه است اما ساختن قبور بزرگان اسلام و تجديد بناهاي تخريب شده توسط آنها بدعت و حرام و شرک و کفر است!! نظافت و تميز کردن اطراف قبور ائمه بقيع‏عليهم السلام و شهداي احد با آنهمه زائر بدعت و خلاف شرع و موجب شرک و کفر است!!

[1] گفته نشود راه دادن زنها بمنظور زيارت مسجد النبي‏صلي الله عليه وآله است (نه زيارت قبور) چون زنها معمولاً داخل مسجد النبي‏صلي الله عليه وآله مستقرند و پس از خروج مردها، آنها بقصد زيارت، هجوم مي‏برند.

[2] عبارت بن باز چنين است: «اذا کان في المسجد قبر فالصلاة فيه‏ غير صحيحة سواء کان ‏خلف المصلّين أو أمامهم أو عن ‏أيمانهم أو عن شمائلهم... و لأن الصلاة عند القبر من وسائل ‏الشرک و الغلوّ في اهل القبور فوجب منع ذلک...، تحفةالاخوان، ص 68.

[3] تشييد، (رفع البناء و تطويله)، صلاة المؤمن القحطاني، ص 498.

[4] صلاة المؤمن القحطاني، ص 498 به نقل از سنن ابي داود.

[5] صحيح بخاري، کتاب الصلاة، ص77، باب بنيان المسجد ذيل حديث445.

[6] همان.

[7] صحيح بخاري، کتاب الصلاة، ص 77، باب بنيان المسجد، ح446. (السَّاج، نوع من الخشب معروف، يؤتي به من الهند، صلاةالمؤمن القحطاني، ص 499).

[8] در الفقه علي المذهب الاربعة، ج 1، کتاب الصلاة «الکتابة علي جدران المسجد... واغلاقه في غير أوقات الصلاة» است که: به در وديوار مسجد چيز نوشتن و درب مسجد را در غير اوقات نمازبستن مکروه است و مذاهب اربعه در اين مسأله اتفاق نظر دارند. و در صفحه 255 آمده است: چيز خوردن در مساجد مکروه‏است.

[9] صلاة المؤمن القحطاني، ص 500، نقلاً منه اثناء تقريره.